تبليغاتX
تأملات واپسین - شش ویژگی از جانب ریچارد رورتی برای سنّت تفکر غربی

ریچارد رورتی (1931-2007) Richard Rorty  شش ویژگی برای سنّت تفکر فلسفی در مغرب زمین بر شمرده است که بر استناد هر کدام به نفد سنّت فلسفه غرب از افلاطون تا به عصر کانت می­پردازد:

1)      در جهت جستجوی حقیقت غایی، فلاسفه نگاه به گذر از چهارچوبهای مکان و زمان داشته­اند لاجرم فرار از تاریخ جنب آنان قدرتمند است.

2)      شناخت مبتنی بر معرفت­شناسی و واقع شدن شناخت در قبال تفکر فلسفی به معنای محور قرار گرفتن آن در دورانهای متفاوت است. دور زمانی شناخت ادراکات و پس از آن شناخت حواس و اکنون شناخت زبان و ذهن محور تفکر فلسفی عصر قرار گرفته است.

3)      تفکر به مثابه اساس و پایه­ی فرهنگ از جمله خصوصیات عیان فلسفه مغرب زمین از عصر افلاطون تاکنون بوده است. مثال عیان و امروزین آن بقول رورتی، حلقه­ی ویتگنشتاین-هیدگر-دیویی است که هر سه متافیزیک را کنار نهاده در جهت فهم مباحث مسائلی برآمدند که نسبت مستقیم با فرهنگ و  مقولات فرهنگ بشری دارد.

4)      اینکه فلسفه به یک مذهب اصلی و نجات دهنده­ آدمی مبدل شده است که می­بایست پاسخ به همه معضلات و مشکلات بشری را در خود نهان داشته باشد از قول رورتی آفت نجات­دهندگی و رستگاری نامیده شده است. پس فلسفه در تمامیت تاریخ تکامل خود می­بایست غایت همه چیز را بداند و بر هر پرسشی از هر قسم پاسخ داشته باشد.

5)      فلسفه­ی غرب جستجوکننده­ی حقیقت عینی است. از برای آنکه همواره با چیز بزرگتر از خودمان مثل جهان، امر حقیقی و امر خیر واقع روبرو هستیم ناخودآگاه به جستجوی حقیقت عینی کشش داریم.

6)      ذهن به مثابه­ی آینه طبیعت بدین معنی که از قدیم تا بحال فلاسفه واقعیت را انعکاس مستقیمی از یافته­های ذهنی در ارتباط با طبیعت دانسته­اند.  

چاپ مطلب

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388 توسط سهیل اسدی |