تبليغاتX
تأملات واپسین - مختصر سیاه مشقی درباب فهم «فضیلت»

ریشه­یابی لغوی فضیلت از ریشه­ یونانی آن arete عیان می­سازد که فضیلت پرهیزکاری و امتناع از فعل نیست بلکه عملگرایی و اقدام­کنندگی را نیازمند است. فضیلت اخلاقی به معنای قبول مسئولیت اجتماعی است. فی­المثل معلم بودن یک فضیلت است و چنانچه به بار نشیند در حقیقت مبدل به یک سعادت دنیوی نیز می­گردد.

آیا تحصیل فضیلت و به مجرد آن دست­یافتن به سعادت امری است اکتسابی یا فطری؟

ارسطو، از جمله نخستین پاسخگویان به این پرسش است که می­گوید: تحصیل فضایل اکتسابی است و به هیچ عنوان فطری نمی­باشد. او چهار فضیلت اصلی نام می­برد و مابقی را جزء فروع بر می­شمرد. فضایل چهارگانه­ی ارسطویی عبارتند از: حکمت، شجاعت، عفّت، و عدالت.

در همین رابطه منوچهر صانعی به شیوایی تمام می­گوید: اساس بحث اخلاق تحقیق در چگونگی وصول به سعادت است و سعادت در گرو فضایل اخلاقی است و فضایل، اکتسابی است نه فطری و آن هم نه هر اکتسابی بلکه اکتساب سنجیده و عقلانی ... سعادت در گرو کار است.

آری، سعادت در گرو سخت کار کردن آدمی است که متبلور می­شود.

چاپ مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 توسط سهیل اسدی |