تبليغاتX
تأملات واپسین - چیستی فضیلتِ کانتی

فضیلت از دیدگاه کانت به معنی ادای تکلیف یا فعل مطابق تکلیف است بصورتی که نیّت فاعل تنها ادای تکلیف باشد و بس. پس فضیلت تکلیف­مدار است و مطلق؛ بنابراین آنچنان که افلاطون و ارسطو معتقد بودند سعادت­مدار و محدود در قالب نسبیت زمانه نیست. اخلاق کانتی جهانشمول است و جاودانه. فضیلت کانتی در اندیشه کردن کمال است که تحقق می­یابد. تکلیف که از خواست و مسیر کمال ناشی شود آنگاه الزام­آور نیز خواهد بود. هرآنچه تکلیف محدود­تر باشد الزام آن گسترده­تر خواهد بود و بلعکس هرآنچه تکلیف گسترده­تر باشد از الزام محدودتر (ناقص­تر) برخوردار خواهد بود. «نوع دوستی» و «دوست داشتن همسر» دو مثال بارز این ادعا هستند. در اولی تکلیف گسترده­تر است لذا فاعل را به گونه­ای محدود ملزم به رعایت آن می­دارد. اگر قرار باشد نوع دوستی انسان باعث شود که او تمامی ثروت و اندوخته­های مادی را در جهت دیگران بکار بندد فنا می­شود. از اینرو گفته می­شود که در تکلیف کلان، الزام محدود حاکم می­باشد. در مثال دوم بلعکس است. تکلیف در اینجا محدود است به یک نفر: همسر. بنابراین الزام گسترده و نامحدودی در کار است.

ناگفته نماند که کانت چون افلاطون، ارسطو و رواقیون شرط برپایی و برقراری سعادت برای آدمی را در فضیلت جستجو می­کرد. بدین معنی که بدون دسترسی بر فضایل آدمی نمی­تواند به سعادت دست یابد. منتها فضیلت کانتی برخلاف فضیلت افلاطونی آن نیست که خود سعادت باشد.

بسیار خوب، عصر افلاطون با عصر کانت متفاوت بود. در عصر افلاطونی، انسانِ حکیمِ شجاعِ خویشتن­دارِ عادلِ عفیف به خودی خود آنچنان اندوخته­ی مادی داشت تا از گرسنگی فنا نشود. در عصر کانت و پس از او تا به زمانه­ی ما این پنج فضیلت عام برای امرار معاش کافی نیست. می­شود که آدمی انسانِ حکیمِ شجاعِ خویشتن­دارِ عادلِ عفیفی باشد اما ماهیانه آنچنان کم درآمد داشته باشد که نتواند در مبانی قرن بیست و یکم اصلاً زیست کند. اینجاست که کانت از سه سده­ی قبل فریاد بر می­آورد: ای جناب افلاطون! صرف دارایی فضایل دلیل سعادتمندی انسان نمی­شود. اما می­توان که بدین وسیله به سعادت رسید.

 ***

پی نوشت: در گره­ی کور! نوشته­ام درباره­ی اگزیستانس به اخص ژان پل سارتر و فولکیه و فیخته. این جناب فیخته به ظاهر پیرو اگزیستانسیال باشد و نمی­دانستیم؟ فی الواقع اینها را می­توانید در اینجا بخوانید.     

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 توسط سهیل اسدی |