تبليغاتX
تأملات واپسین - پارسهای افسانه ای

امروز روزی است که در دو هزار و چهل و نه سال پیش ابرقدرت زمان، امپراتوری پارس توانست قوی ترین رقیب خود امپراتوری تازه تأسیس رُم را در صحرای (سوریه کنونی) شکست دهد و به سمت غرب فتوحاتی از جمله سرزمین فلسطین و تمام خاورمیانه را بنام پارس ها سند بزند. پادشاه وقت پارس، فرهاد چهارم (یا اشک چهاردهم اشکانیان) بود. ریاست سپاه پارس ها در این جنگ بر عهده ی خود شاهنشاه بود. در جبهه ی مقابل اکتاویوس (یا اکتاویان) نخستین امپراتور رُم به همراه سردارش مارکوس آنتونیوس (ملقب به مارک آنتونی) قرار گرفته بودند. فرهاد چهارم بسیار قدرت طلب و خونریز بود. آورده اند که به مجرد پادشاه شدن به قتلعام عظیمی در خاندان خود دست زد. او همچنین پدر خود ارد اول (اشک سیزدهم) را از پا درآورده بود. از میان سی خواهر و برادر تنها دو تن را نکشت زیرا آنها پیشتر در نبرد با رُمی ها کشته شده بودند. به اشاره ی تاریخ آن دو بسیار لایق، جنگاور و شجاع بودند: برادرش ارتشدار پاکور و خواهرش سپهبد سورنا.

فرهاد چهارم بیست و پنج هزار اسیر از رُمی ها گرفت. آنها را به ناحیه ارومیه فرستاد تا به بیگاری بر روی زمین کشاورزی گمارده شوند. این شکست برای رُمی ها بسیار سنگین و تلخ افتاد. آورده اند که مارک آنتونی در راه فرار به رُم و در گذر از دریای سیاه وقتی به بالای تپه های مشرف بر فلات پارس (آناتولی کنونی) رسید به عقب خیره شد. همین که سپاه شکست خورده و اسیر خود را دید که دست بسته به سمت شرق برده می شوند از اسب به زمین افتاد و بسیار گریست. تا هفتاد و یک سال بعدش هیچ برخوردی بین پارسها و رُمی ها رخ نداد.

*****

پی نوشت: راستش، کمی خاک گرفته بود آن صفحه ی قدیمی که سالیان آنجا می نوشتم. گفتم، بروم گردگیری کنم و بعد از این هرچه جز تاریخ روز است در گره ی کور! م بنویسم. اجالتاً چیزی نوشتم برای آنجا: رسم بودن مان!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388 توسط سهیل اسدی |