تبليغاتX
تأملات واپسین - توکویل و امیدش به افق های روشن

سالروز تولد «الکسی دوتوکویل» Alexis de Tocqueville است امروز. او فیلسوف سیاسی فرانسوی تبار سده ی نوزدهم میلادی است. اندیشه های توکویل عمق و غنای ویژه ای بر مفهوم دموکراسی بخشید. او در عصری زندگی می کرد که دو انقلاب بزرگ را از سر گذرانده بود. یکی انقلاب کبیر فرانسه بود در جهت احقاق حقوق شهروندی، برقراری آزادی و به رسمیت شناختن حق مردم در تعیین حاکمیت خویش. آن دیگری انقلاب استقلال آمریکا بود که در جهت رفع تبعیض، تعیین یک حاکمیت ملی فدرال برآمده از اراده ی ایالتهای متحد، و دفاع از حقوق شهروندی و تأکید بر مردم سالاری بوقوع پیوست. خمیرمایه ی هر دو انقلاب یک چیز بود: مشروعیت تنها از آن ملت است و بس!

انقلاب فرانسه در فراز و نشیبهای خاص خود به استبداد منجر شد. آزادیخواهان دیروز مبدل به غداره بندان گیوتین سوار شدند و ملت را به عصر وحشت و ارعاب کشاندند که در اندیشه ی سیاسی آناتومی انقلاب ها، به عصر ترمیدور مشهور است. عصر ترمیدور همیشه یک جواب داشته است: ظهور دیکتاتور! انقلاب کردند که از پادشاهی به جمهوری برسند، از جمهوری قتلعام به امپراتوری استبداد رسیدند. ناخواسته به جنگ کشانده شدند و هزینه ها پرداختند. دوباره قیام کردند و جمهوری دوم را بنیان نهادند. جمهوری دوم هم مبدل به حاکمیت استبداد شد. سه باره قیام کردند و جمهوری سوم را بنیان نهادند که سرآغاز رسیدن ملت فرانسه به آزادی گشت اما برای نهادینه شدن دموکراسی راه طولانی تری در پیش بود.

توکویل که عمرش قد نداد شاهد روی کار آمدن جمهوری سوم فرانسه و بهار آزادی باشد، سرخورده از آنچه در سیکل باطل انقلاب-خشونت-جنگ-استبداد رخ می داد بسیار دلبسته ی انقلاب استقلال آمریکا شد. انقلابی که از همان آغاز زدودن قدرت امپراتوری بریتانیا از خاک آمریکا به بهار آزادی منجر شد و کعبه آمال بسیاری از اندیشمندان اروپایی بویژه توکویل گشت. باری، برای نهادینه شدن دموکراسی ملت آمریکا نیز محکوم به طی کردن یک مسیر طولانی عبور از سنگلاخهای جنگ داخلی و مبارزات مدنی بی خشونت بود. اما اسیر سیکل باطل نشد که دوباره و سه باره سر از منزل اول درآورد. چیزی که توکویل به آن امید داشت در فرانسه رخ دهد و برایش بزرگترین اثر خود «تحلیل دموکراسی در آمریکا» را نوشت. روانش شاد که اگر امروز بود ۲۰۴ ساله شده بود و شاهد به وقوع پیوستن آرمانش.

به هر تقدیر، سیر تاریخ سیاسی ملل مترقی برایمان درسها دارد که در این مجال متأسفانه نمی گنجد. مهمترین شاید این باشد که از بهار آزادی تا رسیدن به دموکراسی راه طولانی و پر فراز و نشیبی در پیش است. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. کینه و خشم را در خود بشکند، خرد کند، له کند و نابود سازد و دوست داشته باشد. چون انسان لایق دوست داشتن است و لاغیر. و دوست داشتن احترام گذاشتن به عقاید و مذاهب و مرامها را بهمراه می آورد. حرکت در مسیر مردمسالاری واقعی به رهرو می آموزد که با شعار «زنده باد مخالف من!» بدیها را ببخشد اما آنها را فراموش نکند. فراموش نکند که چه بدیها و زشتیها در حق امثال او روا داشته شد تا که او با دیگری آن نامردمیها نکند.

*****

پی نوشت قضیه: قبلاً، شاید خیلی قبل، چند مطلب مرتبط راجع به اندیشه ی سیاسی توکویل نوشتم که آنرا می توانید در اینجا: «الکسی دی توکویل» مطالعه کنید.  

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 توسط سهیل اسدی |