تبليغاتX
تأملات واپسین - رضا شاه وارث استبداد نوین در ایران

رضا شاه

سالروز مرگ نخستین دیکتاتور نوین ایران است. در چهارم امرداد ۱۳۲۳ خورشیدی رضاخان میرپنج (پهلوی) اهل سوادکوه در تبعید جزیره موریس درگذشت. گفتم، نخستین دیکتاتور نوین چون استبداد کهن با استبداد نوین اصولاً فرق دارد. قبلاً در اینباره و در مطبوعه ای مقاله نوشتم تحت عنوان استبداد به سبک مدرن بد نیست نگاهی به آن بیاندازید. باری، برای استبداد نوین چند اسم ذکر شده است که جملگی به دنبال شناساندن معنایی مخمصه ای است که از قرن بیستم بر بشریت نازل شد. از آنجا که وقت تنگ است و حوصله مخاطب اندک، اشاره ی بغایت کوتاه داشته باشم بر چند و چون فرهنگی-اجتماعی-سیاسی استبداد نوین.

۱) اصولاً استبداد در جوامع توتالیتر (توده وار) شکل می گیرد. در جوامعی که اکثریت دارای رفتارهای توده وار و متعاقباً گیج، مبهوت و ناشناخته می باشند. در چنین جوامعی یک اقلیت با تکیه بر ابزار چندگانه قدرت می توانند توده ها را به انفعال کشانده لاجرم بر تمامی ارکان اجتماع حاکم شوند. ۲) فقدان نهادهای مدنی ریشه دار و محکم، فقدان احزاب مردمی ریشه دار و پرنفوذ، پائین بودن سطح آگاهی عمومی بویژه شعور سیاسی اکثریت و از این قبیل موانع اصلی شکلگیری جامعه مدنی در آن جوامع می باشند. جامعه مدنی به حکم تعریف واسطه ای ست میان مردم و قدرت. هرچه جامعه مدنی در مملکتی فربه تر باشد درصد شکلگیری استبداد در آن مملکت پائین تر است. ۳) استبداد کهن که معمولاً از کاخ شاهان نشأت می گرفت فاقد ابزارهای مدرن برای در اختیار گرفتن جان، مال و ذهن مردم در جای جای اجتماع بود. لاجرم به مرکزیت کاخ شاهی در دوایری به شعاع محدود، استبداد توان رشد و نمو در اجتماع را پیدا می کرد. استبداد نوین اما با در اختیار گرفتن ابزار الکترونیک و صنعتی در جهت پراکندگی قومی و جمعیتی پیش می رود. به کمک همین ابزار آموزش و پرورش نوین و رسانه های صوتی و تصویری را که پیشتر از برکت مدرنیته ساخته شده است در اختیار می گیرد تا به واسطه ی آن اذهان عمومی را به شستشوی مداوم مغزی دچار کند. دست آخر خودشان هم ندانند چه میخواهند و همان کنند که دیکتاتور از آنها انتظار دارد.

عصری که در آن رضاخان میرپنج سلطنت پهلوی را بنیان گذاشت ابتدای رویارویی تمام عیار ایران و مدرنیته بود. او موسس صنایع و مراکز نوین نه برای اینکه دل در گرو مردم داشت – که نداشت – بلکه برای تثبیت استبداد نوین خود بود. او زمانی توانست به طریقه ی نامشروع کودتا تمامیت قدرت را به نفع خود در اختیار بگیرد که چون امروز جامعه ایرانی در قانون گریز ترین اعصار خود بسر می برد. ولی به هر حال تاریخ خبر از آن دارد که سهمگین ترین دیکتاتوری ها نیز تاریخ مصرف دارند و یکجا فنا می شوند. تنها رژیمهای دموکراتیک هستند که تاریخ مصرف ندارند چون از قابلیت بالایی برای وفق دادن خود با خواسته های نو رسیده نسلهای متمادی برخوردارند.

*****

پی نوشت: جامعه مدنی به مجموعه ی کمی و کیفی سازمانها و موسسات غیردولتی و غیراقتصادی گفته می شود که در یک کشور شکل گرفته باشد. در اواسط ۱۹۹۰ میلادی مسئولین آمار یکی از کشورهای اسکاندیناوی برای تجدید آمار نفوس کشور ابتدا به نهادهای مدنی مراجعه کردند. عدد بدست آمده معادل چهارده میلیون نفر بود. این در حالی بود که آخرین سرشماری جمعیت کشور مربوط به ده سال گذشته ش معادل چهار میلیون نفر را نشان می داد. مسئولین پس از تحقیق و تفحص متوجه شدند که هر یک شهروند بالغ به طور متوسط در چهار نهاد مدنی عضو است. آیا میدانید منطقه اسکاندیناوی دموکرات ترین رژیمهای سیاسی جهان را پرورش داده است؟ آیا میدانید در فنلاند یک شهروند با همراه داشتن تنها پنج شهروند دیگر قادر به تشکیل یک حزب سیاسی خواهد بود و در انتخابات پارلمانی پیش رو یک کرسی را می تواند با تلاش از آن خود کند؟ آیا میدانید در سوئد پلیس ضدشورش عملاً واژه ای بی معناست و در هنگام اعتراضات خیابانی هیچ نیروی انتظامی مجاز به حمل باطوم، گاز اشک آور و البته سلاح گرم نیست؟ 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388 توسط سهیل اسدی |