آمد و سفیدپوشمان کرد. محافل خبری که می گفتند در هشت سال گذشته بی سابقه بوده. یکی از همسایه ها چوب اسکی اش را پا کرده بود و از بالای کوچه سر می خورد به پائین و بلعکس. بچه ها جلوی منازل جمع بودند و دسته جمعی آدم برفیهای جور و واجور از دل برف می آفریدند. خوب نشست. گفته باشم بیست سی سانتیمتری نشسته بود اغراق نکرده ام. خلاصه دوشنبه ی لندن را نیمه فلج کرد. آنها که کار رسمی داشتند، اغلب جا ماندند. یکشنبه شب بود. از نیمه های شب گذشته بود. تلویزیون گفت، برف شدیدی شروع به باریدن کرده. پرده را زدم بالا و این منظره را دیدم. میز را کشیدم کنار پنجره و قهوه ایرلندی ام را ریختم با این منظره نشستم به خواندن کتابم. بارید و بارید و بارید، توامان تا خود صبح.

قدم زنان در ایستگاه «کیلبورن پارک» می رفتم و نگاهم به تبلیغهای دیواری بود تا که قطارم بیاید و سوار شوم، تبلیغ تصویر پائین نظرم را به خود جلب کرد.
موزه بریتانیا - British Museum- حالا به همت خودش یا دسته جمعی با چند سازمان دیگر ملی و بین المللی را نمی دانم، اقدام به برگزاری برنامه ای اینبار مستقیماً مرتبط با ایران کرده است. شاه عباس صفوی و بازسازی ایران نام این نمایشگاه است که حتمی در یکی از غرفه های این مجموعه از تاریخ نوزدهم فوریه تا چهاردهم ژوئن ۲۰۰۹ میلادی بمدت پنج ماه برپا خواهد شد.
